برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
شاید منم تنهام.
چون دیگه بنفش خودمم به لجن زار کشیده شده.
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
بدون تو آدم ها همه در چهرههای خیانتکار و منفعتجو و گناهکار و بیتفاوت مُرده بودند. کشته بودمشان. نه که به خاطر تو نبود که نمیآمدم، تو بودی.
از وقتی تو هستی، همهی آنها بیشتر شبیه نادان ها یا ضعیفانی هستند که رحم به دل میآورند.
از وقتی تو هستی من با همه خوبم. من میتوانم آن جهنم را مثل بهشت زندهگی کنم.
گفته بودم که، تو برای آن گور بسیار وسیعی.
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
من فکر کنم این آخرین پستم باشه برای مدتی.
خوابم نمی بره . دارم می رم پشت بوم و صد در صد مطمئنم اگه مامان یا بابا بفهمند اصلاً خوششون نیاد... اما به یه طریقه ی منطقی مثل همیشه، همه چیز خوب پیش خواهد رفت انشاءالله.
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
هر پیامی که می خوام توی درفتس خروس قندیم سیو کنم مانع می شه و می نویسه : مسیج مموری فول.
و من مثل هیچ کدوم از شعرایی که شنیدیم بازی نمی کنم.
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
و لا تهنوا و لا تحزنوا و أنتم الأعلون اِن کنتم مؤمنین.
139 آل عمران
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
هر پیامی که می خوام توی درفتس خروس قندیم سیو کنم مانع می شه و می نویسه : مسیج مموری فول.
ولی من مثل هیچ کدوم از شعرایی که شنیدیم بازی نمی کنم.
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
Your little brother never tells you but he loves you so...
You’re only happy when your sorry head is filled with dope.....
You’re dripping like a saturated sunrise
You’re spilling like an overflowing sink
You’re ripped at every edge but you’re a masterpiece
And now you’re tearing through the pages and the ink...

Everything is grey
His hair, his smoke, his dreams
And now he's so devoid of color
He don’t know what it means.
.
Then you decided the purple just wasn't for you...
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
فردایی وجود نداره. من از سر شبم می دونستم صبح دیروز دیگه نمیاد. اما نیمه شب از تمناش خودمو ذبح کردم.
دیگه تمومه. اگه دیروز بر نگشته، فردا رو سِقط می کنم تا شب همیشه با تنهایی م بمونه.
نصف شب گند زدم به فرش اتاق فردا.
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
در حقیقت قدری بالا موندم که وقتی حرف می زنم صدا خر می دم. :|
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
حالا وقتیه که رنگ چشمات و بین شکلاتی و عسلی گم کرده م و حتی از لب خندت فقط اینو می دونم که قشنگه.
حالا وقتیه که آدمیت با پشت دست می خوابونه تو گوشم که مهم نیست اون کسی که مدتی کوتاه باهاش بودی چشمای درخشانی داشت یا لب خندش تو رو می کشت.
مهم اینه که چه قدر روحش قشنگ یا بلند و سبک و محکم و صبور بود. و از اون مهم تر، چه چیزهایی برای تو به جا گذاشت؟ آیا اون روح، مشتاق و منعطف و طالب رشد بود و هر قدر بالاتر می رفت، سعی می کرد توی سودمندی معراجش تو رم سهیم کنه؟
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
ترس های آدم قبل از این که واقعی بشن چند بار می کشندش. بعد وقتی واقعی شدند و دست گذاشتند رو حلقومش حس می کنه چه قدر ضعیفند و الان داره قلقلکش میاد.
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان
چو گل
در دستِ بیدادِ تو
پر
پر
شد
نگاهِ من
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمیآید
برچسب:
نویسنده: آبتین باقریان